سعید معزالدین Moezoddin Saeed پارس برگ - سخنی با شیخ یوسف قرضاوی
سعید معزالدین Moezoddin Saeed پارس برگ
اطلاع رسانی فرهنگی و پژوهشی و معرفی کتاب و نشریه و مقاله
اين پايگاه به پيشنهاد و پيگيري بعضي از دوستان ، با هدف اطلاع رساني و معرفي برخي پژوهش ها ، نگارش ها ، تنظيم ها ، ويرايش ها و پرداختن به موضوع هاي تخصصي در زمينه ي مسايل مختلف اسلامي و فرهنگي پديد آمده است. از ديدگاه ها و پيشنهاد هاي شما - كه بر بهينه سازي و محتواي پايگاه خواهد افزود - استقبال مي كنيم.
آقاي «شيخ يوسف قرضاوى» را ساليان دراز به عنوان چهرهاي معتدل در بين عالمان اهل سنت ميشناختم، برخي كتابهاي علمي وي را ديده و برخي مصاحبهها و برنامههاي سلسله وار او را با عنوان (الشريعة و الحياة) در كانال الجزيره قطر دنبال كرده ام، و بر همين اساس او را در بين عالمان اهل سنت چهرهاي روشن فكر ميديدم، وي را به عنوان عالمي ميانگاشتم كه برخلاف عالم نمايان وهابي در مسير تقريب بين مذاهب نسبتاً خوش ميدرخشيد، اما افسوس... اين توقع از دانش آموختگان الازهر كمتر ميرود كه دنباله رو و پيرو دانش آموختگان جامعه وهابي شوند.
توقع اين بود كه بر مشي سلف الازهر، عالم مصلح «شيخ محمود شلتوت» سخن حق را بر زبان جاري كند، و يا دست كم از مفتي اعظم مصر آقاي «شيخ علي جمعه» عقب نيفتد، كه با صراحت و شجاعت اعلام كرد: «برخي اطراف تلاش ميكنند كه روابط ميان شيعه و سني را تيره كنند و به وحدت ميان مسلمانان ضربه بزنند تا از اين طريق به اهداف خود دست يابند از همين رو بنده با صدور فتوايي عبادت بر اساس فقه شيعي را جايز اعلام ميكنم. بايد اعتراف كنيم كه شيعيان در حال حاضر از ما پيشي گرفتهاند از همين رو ما ميتوانيم با آنان همكاري كنيم؛ زيرا تا وقتي شيعه و سني يك قبله دارند، تفاوتي ميان آنان نيست. شيعيان همواره در طول تاريخ بخشي جدايي ناپذير از امت اسلامي بودهند. پيروان مذهب تشيع در اصل طايفهاي پيشرفته هستند اما برخي افراد وجود دارند كه براي ايجاد اختلاف، كتب شيعي بسيار قديمي را ميگردند تا برخي مطالب اختلاف برانگيز را استخراج كنند.»
ولي افسوس كه آقاي قرضاوي راه را گم كرده و در مسير ديگري افتاده است، علت و سبب را بايد جستجو كرد، آيا پيري و سالخوردگي او را به اين روز انداخته است؟ آيا مشكل خانوادگي پيدا كرده است كه اعصابش را خرد كرده است؟ آيا شيعه شدن فرزندش علت ماجرا است؟ و آيا پادوان وهابي و سلفي آتش بيار معركه شدهاند؟ نميدانم، ولي اينها قابل بررسي است. آنچه در اين نوشته ميآيد پاسخي است مختصر به برخي نقطه نظرات اخير وي:
1- آقاي قرضاوي ميگويد: گسترش مذهب تشيع يك خطر بزرگ به شمار ميرود و هويت كشورهاي سني مذهب را زير سؤال ميبرد. جواب: مذهب شيعه با رويكردي كه در طول تاريخ داشته است همواره در موضع مخالفت با حاكمان جور و ستم قرار گرفته و فراز و نشيب خود را داشته است، ولي همواره به عنوان يك مذهب اسلامي و با برخورداري از هزاران نفر از فقيهان، متكلمان، مفسران، و دانشمندان و شخصيتهاي برجسته اجتماعي سياسي جايگاه بلند و رفيع خود را نگاه داشته است، حالا اگر يك مذهب به واسطه توان فكري و صلابت انديشه و استواري موضع و پتانسيل بالاي خود مورد توجه قرار گيرد چرا بايد شما را به عكس العمل نامعقول وا دارد؟
فرض كنيد يكي از مذاهب چهارگانه پيروان بيشتري يابند، اين چه ضرري به پيروان ديگر مذاهب ميرساند؟ بالاخره همه در محدوده اسلام و مسلمانان گام بر ميدارند و تناقضي وجود ندارد، امروزه مسيحيت با وجود تضاد و دشمني ديرينه خود با يهود سر آشتي و سازش پيدا كردهاند، چرا ما مسلمانان نبايد مذاهب درون جامعه بزرگ اسلامي خود را به عنوان واقعيت موجود بپذيريم، و حق انتخاب را به مردم وانهيم كه خود بر اساس مطالعه و با چشم بينا، يكي از مذاهب را انتخاب كنند، و مسائل ديني را بر طبق آن عمل كنند، اين كار چه صدمهاي ميزند؟ و چرا شما را حساس و بر آشفته ساخته است؟
2- او ميگويد: ايران همچنان با گامهاي بلند در حال پيمودن راه صدور انقلاب خود به كشورهاي منطقه است از همين رو بايد هر چه سريع تر با اين اقدام مقابله كنيم. من به طور كامل مخالف تلاشهاي ايران در گسترش مذهب تشيع هستم. ما بايد خطرات اين تلاش را درك كنيم و در مقابل آن بايستيم. جواب: ما در وضعيتي قرار گرفتهايم كه اگر كلاغ به پرواز در آيد ميگويند كار ايران است! گسترش تشيع به عوامل گوناگون ـ و بيشتر به عامل دروني خود مذهب ـ مرتبط است، انقلاب اسلامي ايران گرچه جهان را با بيشتر با تفكر شيعي و به خصوص از زاويه سياسي و حكومتي آن آشنا كرد، ولي واقعيت اين است كه اين انقلاب اسلامي ايران بود كه بر سر سفره شيعه نشست و از آن بهره گرفت، عشق مردم به اهل بيت (ع) و حضور مليوني مردم در مراسم تاسوعا و عاشورا و اربعين سال پنجاه و هفت شمسي، نقش مرجعيت ديني و رابطه متقابل مردم و روحانيت، رهبري بي نظير و قدرتمندانه و شكوهمندانه و شجاعانه امام خميني(ره) كه مردم او را مرجع تقليد و نايب عام امام زمان (ع) و تبلور خواستههاي خود يافته بودند، اينها و عوامل ديگر باعث شد كه مردم خود به صحنه بيايند و رژيم ستمشاهي را از ريشه بكنند، ولي با اين همه انقلاب ايران به عنوان انقلاب اسلامي و با رويكردي شمولي و فراگير مطرح شد، گرچه تشيع همان اسلام اصيلي است كه ريشه از رسول خدا (ص) و اهل بيت (ع)او دارد.
با اين همه رشد تشيع ربطي به دولت ايران ندارد، امروز براي ايران فلسطينيان غزه همانند مقاومان لبنان عزيز و مورد توجه و عنايتند، اصولا مشكل اساسي جهان با جمهوري اسلامي ايران به خاطر موضع گيري آن در رابطه با مسأله فلسطين است، و سي سال است كه انواع تحريمها را به جان خريده است، آيا فلسطينيان شيعه هستند كه ايران به آن اهتمام ميورزد؟ فلسطين محك بسيار خوبي است كه سره از ناسره شناخته شود، و مدعيان دروغين از دلسوختگان واقعي جدا شوند، ايران چون مسئله فلسطين را از زاويه اسلامي آن مينگرد به موضع گيري اصولي خود در رابطه با فلسطين پرداخته است، و به هيچ وجه مذهب براي او مطرح نيست. انصافتان كجاست؟
3ـ او ميگويد: ما اهل سنت معتقديم كه بر حق هستيم و مذهب خود را بر حق ميدانيم اما با اين حال تمايلي نداريم كه مذهب خود را در ميان شيعيان منتشر كنيم، و همچنين تمايل نداريم كه شيعه شويم. شما (ايرانيان) بايد دست از تلاش خود برداريد. جواب: ما كاري به ادعايتان نداريم، آنچه مهم است دليل است، كه جاي آن در محافل علمي است، و اين احتياج به جنجال رسانهاي ندارد، اما اين سخن كه شما دوست نداريد مذهب و مرامتان در بين شيعه پخش شود سخني نادرست است، هر ساله مليونها كتاب و سي دي در ميان صدها هزار حاجي و عمره گزار شيعه در شهر مكه و مدينه پخش ميشود، در حالي كه در بدو ورود كتابهاي شخصي شيعيان مصادره ميگردد، انگيزه اين كار چيست؟
تاليف كتابهاي فراوان با نامهاي مستعار و با انجام خيانتهاي علمي و نسبتهاي دروغ و ناروا به شيعيان به چه منظوري انجام ميشود؟ اما اينكه شما دوست نداريد شيعه شويد به خودتان مربوط است، هركس وظيفه و صلاح خود را بهتر ميدانيد، آنچه كه مهم است اين است كه حجت تمام شود، و هركس پيرو هر مذهب و عقيدهاي كه باشد بر اساس منطق و اقامه برهان و دليل باشد نه تعصب كور، اما سيل شيعه گرايي را بايد خود مطالعه كنيد؟ آيا احتمال نميدهيد كه ساليان دراز حقايق تاريخي را از مردم پنهان نگاه داشتهايد؟ آيا احتمال نميدهيد كه برخي از آنچه را كه به عنوان عقايد به خورد مردم ميدهيد با موازين مسلم عقلي مطابق نباشد؟ از همه اينها گذشته شما براي مسلمانان ستم كشيده سني و شيعه جهان چه كاري كردهايد؟ به هنگام جنگ سي و سه روزه اسرائيل عليه لبنان و حزب الله مقاوم كجا بوديد؟ در جنگ بيست و دو روزه اسرائيل عليه مردم مقاوم غزه جه كاري كرديد؟
مگر خود شما نبوديد كه در كشور خودتان مصر مورد بيمهري قرار گرفتيد و آقاي حسني مبارك حتى حاضر نشد شما را ببيند و شما را راه نداد؟ آيا جرم ايران و ايرانيان اين است كه از خود غيرت و جوانمردي نشان داده و برخلاف زمامداران بي غيرت شما شعار دفاع از مردم غزه و همه فلسطينيان سر ميدهند و امروز اينگونه مورد بي مهري قرار ميگيرند؟
اگر نظام سلطه و استكبار جهاني و آمريكا مخالفت كنند عجبى نيست، ولي عجب از همچون شمايى است كه امروز با آمريكا و اسرائيل هم سخن و همنوا و همسو شدهايد، از اين حرفها كه بگذريم مگر تشيع انحصار ايران است، مذهب شيعه را ميتوان قديمي ترين مذهبي دانست كه با ريشه عربي از قلب مدينه منوره به همه جا سرايت كرده است، چرا شما گسترش شيعه را به ايران و ايراني نسبت ميدهيد؟ اگر سخن از نقش ايرانيان در مذاهب اسلامي است بزرگان اهل سنت مثل بخاري، ترمذي، مسلم نيشابوري، ابن ماجه قزويني، حاكم نيشابوري، ابو حنيفه كابلي، طبري، سرخسي، ابو نعيم اصفهانى و هزاران تن از محدثان و فقيهان عجم تبار را بايد در ترسيخ مذاهب فقهي و كلامي اهل سنت دخيل دانست، و در مقابل شيعيان عرب تبار مثل اشعريان يمني را در گسترش مذهب شيعه در ايران بايد يافت، اگر سخن از يافتن ريشه عربي وعجمي مسئله است اتفاقا نتيجه بر عكس است! ولي ما مسئله را از ديد ناسيوناليستي نمينگريم، آنچه مهم است استواري برهان و صلابت منطق است.
4- او ميگويد: ما در همان ابتدا انقلاب ايران عليه جبروت و استبداد را تأييد كرديم اما هنگامي كه فهميديم اين يك انقلابي طايفهاي است و براي گسترش نفوذ مذهبي در خارج از سرزمينهاي خود تلاش ميكند، جا خورديم و شوكه شديم. جواب: اين انقلاب هرگز طائفهاي نيست، شعار انقلاب از اول اين بود: «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» و در حركت انقلابي مردم ايران همه ايرانيان اعم از شيعه و سني، مسيحي، كليمي، زردشتي و همه اقوام فارس، عرب، كرد، لر، بلوچ، تركمن، آذري و... شركت كردند، اما كشوري كه اكثريت مطلق آن را شيعيان تشكيل ميدهند بطور طبيعي و بر اساس دمكراسي ملاحظات خود را دارد، كه آنچه كه رسمي است اين است كه مذهب رسمي اين كشور شيعه اثني عشري است، ولي طبق قانون اساسي ساير مذاهب آزادي خود را دارند و قوانين مذهب و شريعتشان براي خودشان و در محدوده مناطقشان نافذ و محترم است، و ايران همچون كشورهاي اسلامي قوانين خود را بر اساس يكي از مذاهب اسلامي پايه گذارى كرده است.
شمايى كه انقلاب اسلامي ايران را طائفهاي ميدانيد من از شما سؤال ميكنم كه اهل سنت ايران با جمعيتي حدود هفت در صد بيش از ده هزار مسجد دارند، شيعيان عربستان سعودي با بيش از دوازده درصد جمعيت چند مسجد دارند؟ گرچه ما مسجد را براي همه مسلمانان ميدانيم و فرقي بين شيعه و سني در نمازگزارى نيست، ولي بر اساس برخي اطلاعات در مناطق اهل سنت ايران، براي هر پانصد نفر يك مسجد وجود دارد، در حالي كه براي شيعيان براي هر هزار نفر تنها يك مسجد آن هم با بودجه مردمي و نه حكومتي ساخته شده است، آيا اين انقلاب طائفهاي است؟ مگر اعتراض برخي از علما و مراجع ديني ايران را به دولتمردان را نشنيديد كه چرا براي شيعيان پاراچنار پاكستان ـ كه در طي ساليان اخير هزاران نفر ايشان توسط عوامل تكفيري و سلفيان به شهادت رسيدهاند ـ كاري نكردهايد؟ در حالي كه ايران براي تمامي مسلمانان دربند و ستم كشيده موضع گيرى و حمايت دارد، مگر شما كمك ايران را به افغانستان، چچن، فلسطين و... را فراموش كردهايد؟
5- او ميگويد: اگر ايران خواهان روابط طبيعي و دوستانه با كشورهاي عربى است، بايد اين تلاشهاي خود را متوقف كند. جواب: كاش ايشان خود را وارد حوزه ديپلماسي نمىكرد، و به عنوان عالم ديني موضع ارشادي خود را نگاه ميداشت، ولي اگر ايشان ميخواهد وارد حوزه سياسي شود جا داشت كه به دولتهاي مصر و اردن نصيحت ميكرد كه به خاطر جنايات اخير اسرائيل عليه مردم بي دفاع غزه وبه خاك و خون نشاندن بيش از هزار و سيصد نفر كه بيش از نيمي از ايشان كودك و زن بودند اقدام به بستن سفارت اسرائيل در كشورشان كنند، و دست كم از كشور ونزوئلا كه در آمريكاي جنوبي و آن سوي كره زمين است، عقب نمانند.
منبع :http://tabnak.ir/pages/?cid=41011
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 8:26 توسط سعید معزالدین
|