تبليغاتX
سعید معزالدین Moezoddin Saeed پارس برگ

شهادت جانگداز حضرت فاطمه سلام الله عليها را تسليت می گوييم

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 20:54 توسط سعید معزالدین |

www.moezoddin.blogspot.com

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 22:37 توسط سعید معزالدین |

 

 

حضرت فاطمه (س) ازنگاه پیامبر(ص) و امامان (ع)

.

 

فاطمه از نگاه پيامبر صلي الله عليه و آله

پیامبر گرامـى اسلام در مـوارد گوناگـون و به مناسبت هاى مختلف و تعبیـرات متفاوت دربـاره مقام و عظمت فاطمه(س) سخـن گفته است. رسول خدا كه خود مربى آن حضرت بـوده و در پرورش جنبه هاى وجـودى فاطمه زهرا(س) بزرگتـریـن نقـش را داشته است، بهتـر از هـر كـس مى تواند در باره او و ویژگیهاى والایش سخـن بگوید. در ایـن قسمت به چنـد گفتار از پیامبـر(ص) در باره فاطمه(س) بسنـده مـى شـود.

- فاطمه محور حق و باطل است

در روایات مختلف و به مناسبت هاى گوناگـون از پیامبر(ص) نقل شده است: "ان الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضـى لرضاها"(1) خداوند به هنگام خشمگین شدن فاطمه خشمگیـن مـى شـود؛ و هنگام خـشنـودى او خـشنود مى گردد. و در برخى روایات چنیـن نقل شده است: "انها بضعه منى یوذینى ما آذاها(2)؛ او پاره تـن من است ، هر که او را آزرده نمـایـد، مـرا آزرده كـرده است". و در بعضـى نقل ها اضافه شـده است: "... و یسرنـى ما سـرها"(3) ؛ آنچه او را شـاد نمـایـد، مـرا شـاد مـى گـردانـد".

-  او بهترین زنان جهان است

پیامبر گرامى اسلام در مناسبت هاى بسیار فرمود: فاطمه(س) بهتریـن ِ زنان جهان است. روزى على و فاطمه و حسـن و حسین در محضر پیامبر بـودند. رسول خدا فرمود: پروردگارا! تو خود مى دانى اینان اهل بیت و گرامـى تریـن انسان ها نزد مـن هستند. پـس دوست بدار كسانـى كه اینها را دوست مـى دارند. و دشمن بدار كسانـى كه اینان را دشمـن مـى دارند .. . و كمك كـن كسانـى را كه به اینها كمك مـى كننـد و آنان را از هر ناپاكـى، پاك گـردان و آنان را از هـر گناهـى در امان بـدار . آنگاه فرمـود:

یا على! تـو امام امت و جانشیـن مـن هستى، كه مومنان را به سوى بهشت مى كشانى و گـویا مى بینـم دخترم فاطمه در حالى كه بر اسبـى از نـور سـوار است و فـرشتگـان زیادى اطـراف اوینـد، وارد صحنه قیامت مى شود ، و زنان مومـن امتـم را به بهشت سوق مى دهد. پـس هر زنى كه در شبانه روز نماز بخـواند و روزه به جا آورد و حج كند و زكات مالـش را بپردازد و از شوهرش اطاعت كند و بعد از مـن ولایت على را پذیرا باشد، با شفاعت دخترم فاطمه وارد بهشت مى شـود. او سرور زنان جهان است. سؤال شد: آیا او سرور زنان ایـن جهان است؟

فرمود: مریم دختر عمران، سرور زنان ایـن جهان است. دخترم فاطمه سرور زنان تمام عالـم، از اولین و آخـریـن خـواهـد بـود. او در محراب عبادت مى ایستد، در حالـى كه هفتاد هزار فرشته مقرب به وى سلام مـى كنند، و همان طـور كه فرشتگان مریـم را مـورد خطاب قرار مى دادند، او را نیز مـورد خطاب قرار داده و مـى گـویند: " ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك علـى نساء العالمیـن " (4)؛ همانا خـداوند تـو را بـرگزید و پاكیزه گـردانیـد و در میان زنان جهان تـو را بـرتـرى داد.(5) سیـدة النساء بـودن آن حضـرت چنان مشهور و معروف بـود كه هیچ مسلمانـى تـوانایـى انكـار آن را نـداشت؛ از ایـن رو امامان معصـوم(ع) و پیروان آنها، در مـوارد گوناگـون از ایـن مـوضـوع بهره مـى جستند و از آن براى اثبات حقانیت علـى(ع) استفاده مـى كردند و مخالفان هـم تـوانایى انكار آن را نداشتند.

- آیه تطهیر در باره فاطمه است

انس بـن مالك نقل مى كند: پیامبر گرامى اسلام ، مدت شـش ماه ، در آن هنگام كه براى اقامه نماز صبح از خانه خارج مى شد، چـون به خانه فاطمه مى رسید، مى فرمـود: اى اهل بیت پیامبر! نماز، و آنگاه آیه "انمـا یـریـد الله لیذهب عنكـم الـرجـس اهل البیت و یطهركــم تطهیرا"(6) را قرائت مى كرد.

 

فاطمه در نگاه علی علیه السلام

 - مبـاهـات علـى(ع) به همسـرى فـاطمه(س)

حضرت علـى(ع) در مـوارد گوناگـونـى بـراى اثبات حقانیت خـود به داشتـن همسـرى چـون فـاطمه(س) استنـاد مـى كرد؛ از جمله:

1ـ در جریان سقیفه على(ع) ضمـن برشمردن فضایل و كمالات خـویـش و اینكه او بایـد بعد از پیامبر رهبـرى و هـدایت جامعه اسلامـى را عهده دار شود به ابـوبكر فرمود: تو را به خدا سوگند مى دهـم! آیا آن كسـى كه رسـول خدا او را براى همسرى دخترش برگزید و فرمـود:
خـداوند او را به همسرى تو (علـى) در آورد، مـن هستـم یا تـو؟! ابوبكر پاسخ داد: تو هستى.( 7)

2ـ در جریان شوراى شـش نفره كه به توصیه خلیفه دوم براى انتخاب جانشیـن وى تشكیل شده بـود و حضرت علـى(ع) یكـى از آنان محسـوب مـى شـد، حضرت خطاب به سایر اعضا فرمـود: شما را به خـدا سـوگند مى دهم! آیا در بیـن شما به جز مـن كسى هست كه همسرش بانوى زنان جهان بـاشـد؟ همگـى پـاسخ دادنـد: نه.(8)

3ـ معاویه به علـى(ع) نامه اى مـى نـویسد و براى خـود افتخارها و امتیازهاى علـى(ع) را مـدعى مـى شـود. علـى(ع) در پاسخ،ضمـن رد امتیازهاى بـى اسـاس معاویه، به فضیلتها و امتیازهاى خـود اشاره كرده، مى فرماید: نمى بینى مردمـى از مهاجران را در راه خدا شهید نمودند كه همگان از فضیلتى برخوردار بـودند، تا آنكه شهید ما ـ حمزه ـ شـربت شهادت نـوشید و به سیدالشهدا ملقب گردیـد، و چـون رسـول خـدا(ص) بر او نماز خـوانـد، به گفتـن هفتاد تكبیر او را مخصـوص گرداند؟! نمى بینى مردمانى در راه خدا دست خـود را دادند و ذخیره ای از فضیلت براى خود نهادند، و چـون یكى از ما را ضربتى رسید و دست وى جدا گردید (جعفر بـن ابى طالب)، طیارش خـواندند كه در بهشت به سـر بـرد و ذوالجناحیـن كه با دو بال پـرید؟! و اگـر نبـود كه خدا خـود ستـودن را نهى كرد، گـوینده (علـى) فضیلتهاى فـراوانـى بـرمـى شمرد كه دلهاى مـومنان با آن آشناست و در گـوش شنـونـدگان خـوش آواست ...

 

فاطمه(س) در نگاه امام حسن(ع)

امام حسـن(ع) در موارد متعددى راجع به مادر گرامیـش ، سخـن گفته است، از جمله نقل شـده است : مـادرم را دیـدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ایستاده و پیـوسته تا هنگامـى كه خـورشید پهنه افق را فرا گرفته بود، مشغول ركـوع و سجـود بـود، و شنیـدم كه براى مردان و زنان باایمان دعا مى كرد و اسامى یكایك آنها را مـى بـرد و براى خویشتـن چیزى از خدا نخـواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گـونه كه براى دیگران دعا مى كنى، براى خـود دعا نمى كنى؟

فرمود: فـرزنـدم! اول همسـایه، بعد از آن خـانه . (9)

 

فاطمه(س) از نگاه امام حسین(ع)

امام حسیـن(ع) در مـوارد متعددى از مـادرش فـاطمه به عظمت یـاد كرده و از اینكه مادرى چـون فاطمه دارد، مباهات مـى كند و آن را از امتیازات و برترى خـود بر دیگران به حساب مـىآورد. در جریان عاشـورا ایـن مـوضـوع به خـوبـى مشـاهـده مـى شود .

در روز عاشورا بعد از شهادت على اصغر، امام حسیـن(ع) بر مركب خویـش سـوار شد و براى جنگ و جهاد حركت كرد و اشعارى خـواند كه مضمونش چنین بود:

... عمر سعد با لشكرى سنگیـن براى ظلم و ستـم به سوى مـن آمده ، نه  به جهت كار ناشایستـى كه از من سر زده باشـد. تنها جرم مـن آن است كه به روشنایـى خـورشیـد و ماه (پیامبـر و علـى) افتخار مـى كردم. به علـى که پـس از پیامبر برترین بود و به پیامبر قرشى از طرف پدر و مادر. بهتریـن مخلـوقات ، پدرم بـود و بعد از آن مـادرم. پـس مـن فـرزنـد بهتـریـن انسـانها هستم.

 

فاطمه(س) در نگاه امام سجاد(ع)

امام سجـاد(ع) نیز در مـواردى از عظمت و مـرتبت فـاطمه(س) سخـن گفته است؛ از جمله:

-فراگیرى دعاى فاطمه

امام سجاد(ع) مـى فرماید: در روز عاشـورا، پدرم مرا در حالـى كه خـون از بدنـش مى جـوشید، به سینه چسبانید و فرمود: پسرم! دعایى را كه مادرم فاطمه زهرا به مـن آمـوخته است و او خـود از رسـول خـدا فـرا گرفته و پیامبـر آن را از جبـرئیل فـرا گـرفته كه به هنگام گرفتارى و نیاز شـدیـد و مشكلـى كه براى وى پیـش مـىآمـد بخواند، از من فرا گیر و بخوان:

"بحق یـس و القرآن الحكیـم و بحق طه و القـرآن العظیـم یا مـن یقدر على حوائج السائلیـن، یا مـن یعلـم ما فى الضمیر، یا منفس عن المكروبین یا مفرج عن المغمـومیـن، یا راحم الشیخ الكبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا مـن لا یحتاج الى التفسیر صلى على محمد و آل محمد." (10)

-شفاعت فاطمه برآورده مى شود

امام سجاد(ع) مـى فرماید: آن گاه كه قیامت فرا رسـد ، منادى ، ندا دهد : در ایـن روز، ترس و اندوهى به خـود راه ندهید. هنگامـى كه چنین اعلام شـود، تمام مردم سرها را بلند مـى كننـد و از ایـن عفـو عمومى خـوشحال مى شوند و وقتى گفته شـود: كسانى كه به آیات ما ایمان آوردنـد و مسلمـان شـدنـد،(11) به جز مسلمـانـانـى كه دوستـدار اهل بیت هستند، همگـى سـرها را بزیر اندازنـد. آن گاه اعلام مى شـود: ایـن است فاطمه دخت محمد. او و همراهانـش به سـوى بهشت مى روند: سپـس خداوند فرشته ای خدمت وى مى فرستـد و مـى گـوید:

حاجتت را از مـن بخواه! فاطمه(س) عرضه مى دارد: پروردگارا، حاجت مـن آن است كه مرا و كسانـى كه فرزندان مرا یارى كردنـد، مـورد عفو قرار دهى.(12)

 

فاطمه(س) در نگاه امام باقر(ع)

از امام باقر(ع) در باره مقام و عظمت حضـرت فاطمه(ع) روایاتـى بسیار نقل شده است از جمله این سخـن امام صادق(ع) نقل مى كند كه جابـر به امام باقر(ع) عرض كرد: اى فـرزنـد رسـول خـدا! مـن به فدایت گردم! درباره فضیلت جده ات فاطمه(س) حدیثى برایم نقل كـن كه هـر گاه آن را بـراى شیعیان نقل كنـم، خـوشحال شـونـد. امام باقر(ع) فرمود: پدرم از جدم و او از رسـول خدا نقل مى كند: چـون روز قیامت فرا مـى رسد، براى پیامبران و انبیاى الهى، منبرهایـى از نـور نصب مـى كننـد كه منبـر مـن از همه بـالاتـر است. آن گاه خداوند فرمان مى دهد: اى محمد! سخنرانى كـن. مـن هم چنان سخنانى مـى گـویـم كه هیچ كدام از پیامبران همانند آن را نشنیده باشند.

آن گاه براى اوصیاء  منبرهایى از نـور نصب مى كنند و براى وصى مـن علـى در وسط آن منبره، منبرى نصب مى شـود كه از همه آنها بالاتر است. سپس خداوند فرمان مى دهد:

اى على! خطبه بخـوان و علـى سخنانـى بیان مـى كند كه هیچ كـس از اوصیاء هماننـد آن را نشنیـده بـاشنـد. آن گـاه بـراى فـرزنـدان پیامبران منبرهایى نصب مى شـود و براى دو فرزندم (حسـن و حسیـن) منبرى از نـور نصب مى شود و به آنها گفته مى شـود: سخـن بگـویید.

آنان چنان سخنانـى بر زبان جارى كنند كه هیچ كـدام از فرزنـدان پیـامبـران، همـاننـد آن را نشنیـده بـاشند. آن گـاه جبـرئیل نـدا مـى دهـد: فـاطمه دختـر محمـد كجاست؟ خدیجه دختر خـویلد كجاست؟ مریـم دختر عمران، آسیه دختر مزاحـم، ام كلثـوم مـادر یحیـى كجـاینـد؟ آنـان از جـاى بـرمـى خیزنـــد.

سپـس خـداونـد از اهل محشـر مـى پـرسـد: امروز عظمت از آن كیست؟

محمد و على و حسـن و حسین مى گویند: از خداى یكتاى قهار. آن گاه خداوند مى فرماید: اى اهل محشر! مـن كرامت را براى محمد و على و حسـن و حسین و فاطمه قـرار دادم. سـرها را پاییـن بینـدازیـد و چشمها را فرو بنـدید، چـون فاطمه مـى خـواهد به بهشت برود. سپـس جبرئیل ناقه اى از ناقه هاى بهشتـى مـىآورد و حضـرت فاطمه بـر آن سـوار مى شـود و در حالى كه فرشتگان زیادى او را احاطه كرده اند، وى را به بهشت مىآورند. فاطمه هنگامى كه به نزدیك بهشت مـى رسد، درنگ مى نماید. خـداونـد مـى فرمایـد: درنگ شما براى چیست؟ فرمان دادم كه شما را به بهشت ببرند. فاطمه عرضه مـى دارد: پروردگارا! دوست دارم در چنیـن روزى مقامـم شناخته شـود. خداوند مى فرماید:

اى دختر حبیبـم! برگرد و نظر افكـن و هر كـس را كه دوستى تو یا دوستى یكی از فرزندان تو در دلـش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.

سپـس امام باقر(ع) فرمـود: به خـدا سـوگند! اى جابر! در آن روز فاطمه شیعیان و دوستانـش را همانند پرنده اى كه دانه خـوب را از دانه بد جدا مى كند، از بیـن جمعیت جدا مى كند، هنگامى كه شیعیان آن حضرت همراهـش به نزدیك بهشت رسیدند، آنان نیز درنگ مـى كنند.

خداوند مى فرماید: اى دوستان مـن! درنگ شما براى چیست، در حالـى كه فـاطمه در بـاره شمـا شفـاعت كرده است؟

آنان پاسخ مـى دهنـد: دوست داریـم در چنیـن روزى منزلت ما روشـن شـود. خداوند مى فرماید: دوستان مـن! نظر افكنید و هر كـس كه به جهت محبت فاطمه شما را دوست مـى دارد یا شما را مهمانـى كرده یا به شما لباس داده یا شـربت آبـى به شما داده یا در غیاب شما از شمـا دفـاع كـرده، بـرگیـریـد و همـراه خـود به بهشت ببـریـد.

سپـس امام باقر(ع) فرمـود: اى جابر! در آن روز باقـى نمـى مانند مگـر افراد شك كننـده یا كافـر یا منافق (و بقیه از بـركت وجـود فاطمه به بهشت مى روند)!(13)

 

فاطمه(س) در نگاه امام صادق(ع)

از امـام صـادق(ع) در مقـام و مـرتبت و عظمت مـادرش فــاطمه(س) روایات زیادى نقل شـده كه دو نمـونه ذكر مـى شـود: معرفت او بـر همگان لازم است مرحوم مجلسى در ضمـن روایتى از امام صادق(ع) نقل مـى كنـد: فاطمه صـدیقه كبـرا است. محـور حـركت انسان هاى گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه(س) بـوده است.(14)

روایت دیگری از امام صادق(ع) در ذیل آیه شـریفه"انا انزلناه فـى لیله القـدر"است که  مـى فرماید: منظور از "لیله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كـس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است بشنـاسـد ، " لیلة القـدر" را درك كرده است. (15

 

فاطمه(س) در نگاه امام كاظم(ع)

 سلیمان بن جعفـر مـى گـویـد: از حضـرت مـوسـى بـن جعفر(ع) شنیدم: در خانه اى كه اسم محمد، على، حسن، حسین، جعفر، عبدالله و از زنان، اسـم فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخـواهد شد.(16)

 از حضرت موسى بـن جعفر(ع) نقل شده است: همـانـا فـاطمه، صـدیقه و شهیده است . (17)

 

فاطمه(س) در نگاه امام رضا(ع)

از حضرت علـى بـن مـوسـى الرضا(ع) روایات متعددى در باره مقام و جـایگـاه رفیع حضـرت فـاطمه(س)  شده است.

روایت متعددی درباره مقام و جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) نقل شده است .

اگر علـى(ع) نبـود، همسرى براى فاطمه(س) یافت نمـى شد حضرت امام رضا(ع) از پدران بزرگـوار خـود از علـى(ع) نقل مى كند كه پیامبر به مـن فـرمود: اى علـى! عده اى از بزرگان قـریـش، مرا در مـورد ازدواج فاطمه، سرزنـش كرده و گفتند: فاطمه را از تـو خواستگارى كردیم و موافقت ننمودى و او را به على دادى، به آنها گفتـم: به خدا سوگند! مـن از پیش خود در ایـن باره مخالفت نكردم و به نظر شخصـى او را به ازدواج علـى در نیاوردم، بلكه خداوند با ازدواج شما مخالفت و با ازدواج على موافقت فرمـود. جبرئیل بر مـن نازل شده و گفت: اى محمد! خداوند عزوجل مـى فرماید: اگر علـى(ع) را نمـىآفریـدم، براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمیـن یافت نمى شد. (18)

- برترى فاطمه(س) بر همگان

همسرى با فاطمه زهرا(س) آنچنان سبب كمال و بـرترى و مباهات است كه امام رضا(ع) از پدر و اجداد گرامیـش نقل مى كند كه پیامبر به علـى(ع) فرمـود: سه فضیلت به تـو داده شد كه به مـن داده نشـده است. على(ع) عرض كرد: چه چیزهایى به مـن داده شده است؟

فرمـود: تو پدرزنى همچون من دارى،كه مـن چنین پدرزنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده، كه به من داده نشده است، حسـن و حسین به تـو داده شده، كه به مـن داده نشـده است.(19)

 

فاطمه(س) از منظر امام جواد(ع)

از آن حضرت در باره حضـرت زهـرا(س) روایاتـى نقل شـده كه به دو مورد بسنـده مـى شـود. مـوسـى بـن قاسـم گوید به حضرت جواد عرض كردم: تصمیـم گرفته بودم براى شما و پـدر بزرگـوارت طـواف كنـم. گفتنـد كه به نیابت جانشینان نمى شود طواف كرد. فرمود: هر قدر كه مى توانى طواف كـن، چون ایـن كـار جـایز است.

سه سـال بعد خـدمت آن حضـرت رسیــدم و راجع به طـوافهایى كه براى معصـومان انجام داده بـودم، تـوضیحاتى دادم. سپـس عرض كردم: گاهى از طرف مادرت حضرت فاطمه نیز طـواف كردم و گاهى هـم نكردم. فرمـود: آن را زیاد انجام بده ، زیرا كه برتریـن چیزى است كه بدان عمل مى كنى.(20)

 

فاطمه(س) به روایت امام هادى(ع)

آن حضـرت در وجه نامگذارى حضـرت صـدیقه طاهـره به"فاطمه" از رسـول خـدا نقل مـى كنـد: دختـرم فاطمه را بـدان جهت "فـاطمه" نامیدند كه خـداوند عزوجل او و دوستانـش را از آتـش جهنـم به دور نگه مى دارد.(21)

 

فاطمه(س) در نگاه امام عسكرى(ع)

از امام حسـن عسكـرى(ع) نیز روایاتـى دربـاره حضـرت فـاطمه(س) رسیده است.

- بهشت درخشان از نور زهرا است

امام حسـن عسكرى(ع) از پدران بزرگـوارش از على(ع) نقل مى كند كه پیامبر(ص) فرمـود: آن هنگام كه خـداونـد آدم و حـوا را آفریـد، آنـان در بهشت به خـود مبـاهـات مـى كـردنـد. آدم به حــوا گفت:

خداوند هیچ مخلـوقى بهتر از ما نیافریده است. خداوند به جبرئیل فرمـود: این دو بنـده ام را به فردوس بریـن ببر! زمانـى كه وارد فـردوس شـدنـد، چشمانشان به بانـویـى افتاد كه جامه اى زیبـا از جامه هاى بهشتـى در بر داشت و تاجـى نـورانـى بر سر گذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشـش آویخته بود و بهشت از پرتو نور چهره اش درخشان بـود. حضرت آدم به جبرئیل گفت: حبیبـم جبـرئیل! ایـن بانـو كه از زیبایـى چهره اش بهشت نـورانـى گشته، كیست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد، پیامبرى است كه از نسل تـو می باشد كه در آخر الزمان خـواهـد آمـد. گفت: ایـن تاجـى كه بر سر دارد ، چیست؟ پاسخ داد:

شوهرش على بـن ابى طالب است. گفت: این دو گوشواره كه بر دو گوش او است، چیست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسـن و حسین مى باشند. آدم گفت:
حبیبـم! آیـا اینـان پیـش از مـن آفـریـده شـده اند؟

گفت: بلـى، اینان در علـم مكنـون خداوند چهار هزار سال پیـش از آنكه تـو آفـریـده شـوى، وجـود داشتنـد.(22)

- پاداش عالمان

از آن حضرت نقل شده است: زنـى خـدمت حضرت زهرا شرفیاب شده، عرض مى كند: مادر ناتـوانى دارم كه نسبت به مسایل نماز شبهاتى دارد. مـرا فـرستـاده است كه از شمـا بپـرسـم.

حضـرت پاسخ او را داد: مجـددا سـوال دیگـرى مطـرح كـرد كه پاسخ شنید. باز هـم سوالى دیگر تا به ده سـوال رسید و پاسخ گرفت. زن از سؤال هاى ِ بسیار ، شرمنده شده، گفت: بیش از ایـن شما را به زحمت نمـى انـدازم! حضـرت فـرمـود: هـرچه مـى خـواهـى، سـوال كن.

سپـس براى تقویت روحیه وى فرمود: اگر به كسى كارى واگذار كنند، مثلا بار سنگینـى را به او بـدهند كه به ارتفاع بلندى حمل كند و در برابر صـد هزار دینار مزد بـدهند، آیا احساس خستگـى مـى كند؟

زن پاسخ داد: خیر. حضرت فرمود: مـن در مقابل هر پرسشى كه جـواب مـى گـویـم، پاداشـى به مراتب بیشتر از ایـن از خـداونـد دریافت مـى كنـم. پـس سزاوارتر است از جـواب پـرسش ها خسته نشـوم. آنگاه فرمود: از پدرم(ص) شنیدم كه فرمـود: در روز قیامت عالمان شیعه، در پیشگاه خداوند حاضر مى شـوند و به اندازه دانششان و كوششى كه در راه ارشاد بندگان خدا نمـوده اند،به آنان مقام و مرتبه داده مى شـود، به طورى كه به برخى از آنان یك میلیون نور مى دهند.(23)

 

فاطمه(س) در نگاه حضرت مهدى(عج)

عده اى از شیعیان درباره جانشینـى حضـرت امام حسـن عسكرى(ع) با یكـدیگر اختلاف داشتنـد. در ایـن باره خـدمت حضـرت بقیه الله(عج) نـامه اى نـوشتنـد و جـریـان اختلاف را ذكـر كـردند.

حضرت ضمـن پاسخ به نامه آنها فرمود: " و فى ابنة رسـول الله(ص) لى اسوه حسنه " (24) دختر رسـول خدا (فاطمه) براى مـن سرمشق و الگوى نیكویى است.

حضـرت حجت بـن الحسـن العسكـرى(عج) كه جهان را بـا ظهور و احكام نورانى خـود متحـول مى كند و آنچنان حكـومتى در روى زمیـن تشكیل مـى دهـد كه تا به حال ایجاد نشـده است و عدالت را در تمام كـره زمیـن حاكـم مى گرداند، فاطمه(س) را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حكومتى خود مى داند.

آنچه گذشت جلـوه اى از سخـن معصـومان علیهم السلام در باره عظمت و جایگاه رفیع فاطمه زهرا(س) بـود. به امیـد آنكه مـورد عنایت آن حضرت واقع شـود و در جهان ابدى، ما را مشمول شفاعت خـویـش قرار دهد.

 

پى نوشتها:

1ـبحار،ج43،ص54.
2
ـ اعلام الـورى، فضل بـن حسـن طبرسى، تحقیق موسسه آل البیت قـم، چاپ اول، 1417، ج1، ص294.
3
ـبحـار،ج43،ص،26/عوالـمالعلوم،1/11،ص

148. 4- آل عمران /42.
5-
بحـار، 43، ص24،حدیث ،2 منـاقب ابـن شهر آشـوب، ج3، ص360، موسسه انتشاراتى علامه، قم.
6
ـ احزاب، 23.
7-
بحار،ج29، ص11.
8
ـ احتجاج، ، ص321.
9-
بحار، ج 43، صص 81-82، حدیث 3.
10-
بحار، ج 92، ص 196.
11
ـ زخرف، 69.
12
ـ عوالـم العلـوم، 1780/2/11 ـ 1779.
13
ـ بحـار، ج43، ص64/ عوالم، ج2،ص116.
14
ـ همان، ج43، ص105.
15
ـ بحار، ج43، ص65، حدیث 580.
16
ـ سفینه البحار، ج4، ص295.
17
ـ مرآه العقول،ج5، ص315.
18
ـ بحار، ج43، ص،92/ مسنـد الامام الـرضا، ج1، ص41، حـدیث 177.
19
ـ مسنـد الـرضـا، ج1، ص119، حـدیث 81.
20-  
كافى، ج4، ص314، حدیث 2.
21
ـ همان، ص74.
22
ـ لسان المیزان، ج3، ص346.
23
ـ همان، ص3، حدیث3.
24
ـ همان، ج53، ص180.

 

پايگاه شهيد آويني
+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 1:20 توسط سعید معزالدین |

مجموعه كتاب هاي چشمه ي نور

نگارش، پژوهش : سعيد معزالدين

ناشر : انتشارات فقه               nashrfeqh.net.www

تاريخ انتشار: بهار 1384

شمارگان : 20000  دوره

 

ويژگي هاي مجموعه 14 جلدي كتاب هاي چشمه نور (تفسير قرآن براي نوجوانان) :

 

1 ـ ارایهی تفسیر (شأن نزول) آیهها در قالب داستان مستند.

 

2 ـ در بیان موضوع و شرح داستان به آیات قرآن استناد شده و از پیرایهها و   پردازشهای اضافی خودداری شده است.

 

3 ـ برای شرح بیشتر، از روایات و احادیث مورد وثوق همهی مذاهب   اسلامی بهرهگیری شده است.

 

4 ـ شیوهی نگارش و محتوا به گونهای است که همهی اعضای خانواده میتوانند از آن استفاده نمایند.

 

5 ـ با ارایهی تصویرهای رنگی و کیفیت مناسب و نثر روان، با کمک شرح و بیان بزرگترها حتی کودکان زیردبستانی نیز میتوانند از این مجموعه بهرهمند شوند.

 

6 ـ متن کتابها بر اساس نگارش و ویرایش کتابهای فارسی دبستانی و راهنمایی ویراستاری شده تا در ذهن کودک و نوجوان دوگانگی در شیوهی نگارش واژهها پدید نیاید و متناسب با نوشتار کتابهای درس باشد.

 

7 ـ در آغاز هر جلد متن آیات قرآنی و ترجمهی روان آن ذکر شده و در پایان مطالب هر جلد واژههای اصلی ترجمه و در صورت لزوم شرح و توضیح داده شده است.

 

8 ـ بستهبندی مناسب و ارایهی یکجا به گونهای است که یکی از بهترین مجموعههای داستانی مستند قرآنی برای هدیه به کودکان و نوجوانان به شمار میآید.

 

9 ـ قابل بهره برداری و استناد برای مراکز قرآنی ویژه کودکان و نوجوانان.

 

10 ـ قيمت مناسب به ويژه برای مؤسسهها و مراکز قرآنی و فرهنگی و هنری.

 

شگفتي هاي آفرينش

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (سوره ي شمس)

 

 سفر هاي قبيله ي قريش

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (سوره ي قريش)

 

آشوبگر آتش افروز

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (سوره ي تبت)

 

                                                                                                                         فيل سواران

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (سوره ي فيل)

 

  فداكاري و هجرت

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (  آية الفداء)

 

رسيدگي به محرومان

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( آية الاطعام )

 

نشانه ي ولايت

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( آيه ي ولايت )

 

جوانان با ايمان

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              (اصحاب كهف)

 

بهشت خاكستر

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( اصحاب الجنة )

 

فرستادگان ويژه

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( اصحاب القرية )

 

راز حيات

              تفسير قرآن براي نوجوانان

(عزير پيامبر)

            

 

نبرد تاريكي و روشنايي

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( طالوت و جالوت )

 

   نوح تلاشگر

              تفسير قرآن براي نوجوانان

              ( سوره ي نوح )

 

ايوب شكيبا

              تفسير قرآن براي نوجوانان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 19:34 توسط سعید معزالدین |

گزيده پژوهش ها  و طرح ها

 

نام پژوهش : ايران شناسي (معرفي استان اصفهان)

مدير پژوهش (تهيه و تنظيم): سعيد معزالدين

زبان : اردو

برگردان :  شبانه سحر

تاريخ:       1380-81

 

نام پژوهش : ايران شناسي (معرفي استان خراسان)

مدير پژوهش (تهيه و تنظيم) : سعيد معزالدين

زبان : اردو

برگردان : شبانه سحر‘ محمد ناصر

تاريخ : 1382- 81

 

 

نام پژوهش : ايران شناسي (معرفي استان فارس)

مدير پژوهش (تهيه و تنظيم) : سعيد معزالدين

زبان : اردو

برگردان: شبانه سحر

تاريخ:  1380-82

 

 

نام پژوهش : واژه هاي مشترك زبان فارسي و اردو

مدير پژوهش(تهيه ‘انتخاب‘ تنظيم) : سعيد معزالدين

زبان : فارسي‘ اردو

بخش اردو: رضوانه شريف

تاريخ: 1381-82

 

نام پژوهش : ايران در يك نگاه

مدير پژوهش: سعيد معزالدين

زبان : اردو

برگردان : محمد ناصر

تاريخ : 1382

 

طرح ها:

 

نام طرح : تهيه وانتشار نشريه (ويژه رزمندگان اسلام)

تهيه كننده: سعيد معزالدين

تاريخ 1361

گستره ي جغرافيايي : جنوب كشور(دشت آزادگان )

 

 

نام طرح : طرح هاي فرهنگي ويژه

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان تبايغات اسلامي (ستاد منطقه2 كشوري)

تاريخ: 1370-1361

گستره ي جغرافيايي : مناطق كرد نشين غرب كشور

 

 

نام طرح : ايجاد مجتمع آموزشي توحيد

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان تبليغات اسلامي (ستاد منطقه 2 كشوري)

تاريخ : 1361

مكان : جنوب آذربايجان غربي

 

نام طرح : برپايي سمينار مدينه نخستين پايگاه حكومت اسلامي

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : بعثه مقام معظم رهبري

تاريخ : 1372

مكان : مدينه منوره

 

نام طرح : ايجاد و گسترش و ساماندهي انتشارات

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

گستره ي جغرافيايي : جهان اسلام

تاريخ : 1375-1372

 

نام طرح : ايجاد ستاد مراسم و مناسبت هاي بين المللي

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

مكان : تهران

تاريخ: 1375

 

 

نام طرح: طرح هاي فرهنگي ‘ تبليغاتي ‘ انتشاراتي

                    كنفرانس هاي بين المللي وحدت اسلامي

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

مكان : تهران

تاريخ : 1375-1371

 

 

نام طرح : ساماندهي اعزام بانوان متعهد و تحصيل كرده به خارج از كشور

             (به مناسبت ميلاد حضرت زهرا-س- و هفته زن)

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

تاريخ : 1375-1376

مكان : تهران - ستاد مراسم و مناسبت هاي بين المللي

 

 

نام طرح : تاسيس و تقويت كتابخانه امام علي (ع)

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

مكان : خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران – لاهور

تاريخ : 1380

 

 

نام طرح: تاسيس تالار اجتماعات امام رضا (ع)

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

مكان : خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران – لاهور

تاريخ : 1380

 

نام طرح : تاسيس و تقويت مركز آموزش زبان فارسي علامه اقبال لاهوري

تهيه كننده : سعيد معزالدين

سازمان مربوط : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

مكان : خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران – لاهور

تاريخ : 1381

 

نام طرح : ساماندهي و بهينه سازي انتشارات بنياد شهيد و امور ايثارگران

تهيه كننده : سعيد معزالدين ‘ خسرو كي منش

گستره ي جغرافيايي : سراسر كشور

تاريخ : 1383

 

نام طرح : ايجاد وگسترش كتابخانه هاي سيار و زنجيره اي (ويژه كودكان و نوجوانان)

تهيه كننده : خسرو كي منش ‘ سعيد معزالدين

گستره ي جغرافيايي : سراسر كشور

تاريخ : 1383

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 19:31 توسط سعید معزالدین |

امام خمينی و همبستگی اسلامي

إن هذه أمتكم أمه واحده و أنا ربكم فاعبدون  

 

براي پرداختن به بحث وحدت اسلامي از ديدگاه حضرت امام (ره) ذكر دو مقدمه كوتاه براي فراهم كردن زمينه بحث ضروري است.

 نخست اينكه اقسام وحدت كدام است و دوم اينكه اركان وحدت چيست.

اما قبل از ورود به بحث نخست بايد بگوييم، مراد از وحدت به معناي لغوي و يا فلسفي و كلامي آن نيست. يعني مراد از وحدت، يكي شدن مذاهب اسلامي نيست، بلكه معناي اصطلاحي آن يعني همبستگي اسلامي و اتحاد و پرهيز از اختلاف و تمسك به مشتركات مذاهب و اتخاذ موضع واحد در برابر دشمنان و همدلي و همفكري و يكرنگي و محبت و صفا و دوستي و برادري اسلامي مدّ نظر است.

      وحدت در قرآن كريم در سه مورد به كار رفته است:

        1-   وحدت بشريت

2-   وحدت اديان توحيدي

3-   وحدت امت اسلامي

وحدت بشريت 

يا أيها الناس انا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقيكم [1].

اين آيه اختلافات ظاهري قومي و قبيله اي را به راه درست وحدت سوق مي دهد. وملاك برتري انسانها را تقواي الهي معرفي مي كند. در اين آيه گفته شده است لتعارفوا، لا لتناكروا يعني اين  قوميت ها و قبيله هاي مختلف براي اين نيست كه يكديگر را انكار و نفي  كنيد. بلكه براي اين است كه يكديگر را بشناسيد  و با هم انس پيدا كنيد، الفت داشته باشيد و يكديگر را تحمل كنيد و با ملاك برتري تقوا، همزيستي مسالمت آميز داشته باشيد.

 

 وحدت اديان توحيدي

وحدت پيروان دين هايي كه ريشه آسماني دارند واز طريق پيامبران به وحي متصل هستند و اين همان اسلام به معني اعم است

  كه خمير مايه و ريشه اصلي همه اديان توحيدي است و برخورداري از معرفت ديني و الهي و ايمان به خداوند: قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم ان لا نعبدوا الا الله ولا نشرك به شيئا [2].

     يعني بياييم و به آنچه بين ما مشترك است يعني كلمه مشترك روي بياوريم. (اهل كتاب شامل مسيحيان و يهوديان، پيروان حضرت عيسي و حضرت موسي - علي نبينا و عليهما السلام- است). و آن نكته مشترك اين است كه خداي ما يكي است و همه ما موحد و  خدا پرست هستيم.

وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين[3]

حضرت نوح مي گفت :  و أمرت أن أكون من المسلمين.[4]

 و حضرت ابراهيم نيز مي گفت :

ولا تموتن الا و انتم مسلمون[5]

 

و به شهادت و گواهي قرآن: ما كان إبراهيم يهوديا ولا نصرا نيا ولكن كان حنيفا مسلما [6]حنيف يعني يكتا پرست.مسلم يعني تسليم خداوند.

     بنابراين پيروان اديان الهي در اين اصل مشترك هستند كه  التسليم لله، تسليم درگاه الهي باشند، التوحيد لله. ديدگاه توحيدي داشته باشند، العباده لله، خدا را عبادت و پرستش كنند، الإخلاص لله  رفتار و گفتار و كردارشان از روي اخلاص باشد. و اين نكات  با اتقاكم (تقوي الهي) ارتباط مستقيم دارد. يعني موحد بودن، تسليم در برابر خدا، عبوديت و اخلاص.

 وحدت امت اسلام  

إن هذه أمتكم أمه واحده و أنا ربكم فاعبدون [7]

همه ما امت اسلام هستيم (موحد و خدا پرستيم) و پيرو يك پيامبر و يك شريعت. مسلمانان  همه يك امت هستند ( امه واحده ) كه بايد عبوديت نشانه بارز آنها باشد. تا اين عبوديت موجب شود كه دستور و فرمانهاي قرآن و پيامبر را نصب العين خويش قرار دهند و اين فرمان الهي را عمل كنند كه  و اعتصموا بحبل ا جميعا و لا تفرقوا. همه به حبل متين الهي چنگ بزنيم و متفرق نشويم.

     اما اركان وحدت اسلامي چيست ؟

وحدت اسلامي دو ركن اساسي دارد:

 

1-    تمسك به اصول قطعي و مشترك

2-    مسئوليت مشترك 

 

ركن اول: تمسك به اصول مشترك

     ركن اول و نخستين شرط وحدت، تمسك به اصول است كه به حبل الله تعبيرشده است .يعني قرآن. هيچ مذهب و فرقه اي از مذاهب و فرق اسلامي نسبت به تمسك به اصل دين و مشتركات قطعي آن محكمات و مسلمات قرآني و اسلامي ترديد ندارد.

خدا، قرآن، پيامبرr قبله و معاد و همچنين رعايت اصول اسلامي در سياست، در معاملات، در احكام، در قضاوت، در قصاص و ديات و كه همه در اين موارد يك نظريه و ديدگاه دارند،  اما در فروع و شيوه هاي اجرايي ممكن است برحسب نظر فقهاي مذاهب عمل شود كه اعتقاد هر مذهبي محترم و براي پيروان آن مذاهب پذيرفته شده است.

 

ركن دوم: مسئوليت مشترك

     كساني كه اصول قطعي يك دين را پذيرفته اندو يك امت محسوب مي شوند،  مسئوليت مشترك نيز دارند. در برابر رخداد هاي جهان اسلام نمي توانند بي تفاوت باشند. بايد با يكديگر همفكري و همدردي كنند و براي حل مشكلات مشترك جهان اسلام بكوشند.

    

و به اين حديث شريف ونداي ملكوتي پيامبرr لبيك گويند كه: من اصبح لايهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم كسي كه به امور مسلمانان اهتمام ندارد ،مسلمان نيست . شرط مسلمان بودن احساس مسئوليت مشترك و فراتراز احساس عمل و اقدام و اهتمام است.

 و در حديث مشابه ديگر: من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم هركس بشنود كه مسلماني در گوشه اي از دنيا فرياد برمي آورد اي مسلمانان به داد من برسيد واو پاسخ مثبت ندهد مسلمان نيست .

يعني وقتي كودك و نوجوان و جوان فلسطيني و زن و مرد فلسطيني از مسلمانان جهان كمك مي طلبند بايد به هر گونه كه مي توان به آنان ياري كرد.

 اين احساس مسئوليت مشترك و اهتمام به امر مسلمانان كه نتيجه عملي وحدت است  بزرگترين شعار و آرمان و خط مشي و  هدف امام خميني(ره) است كه در سخنان و نوشتار و پيامهاي ايشان به صورت مكرر ذكر شده است.

     امام خميني به وحدت به عنوان يك اصل استراتژيك مي نگردكهاساس دعوت اسلام است. امام مي فرمايد:                             « اصولا دعوت به اسلام دعوت به وحدت است».

و فقط آنرا در دايره نظريه و تئوري محدود نمي كند بلكه براي اجرا و پياده كردن آن از هرگونه تلاش دريغ نمي نمايد. تذكر مي دهد كه وحدت بايد عملي باشد. امام مي فرمايد: « عملا باهم وحدت داشته باشيد.  شما برادر هاي هم هستيد».

و براي ايجاد زمينه در ذهن ها و انديشه ها و الفت قلب ها در پيام ها و سخنراني هاي خويش به اين نكته بارها اشاره و تصريح مي كندورمز پيروزي و كاميابي مسلمانان رادراتحاد مي بيند :

« رمز پيروزي شما وحدت كلمه است ».

و درجاي ديگر مي گويد: « بايد ما همه اين رمز را بفهميم كه وحدت كلمه رمز پيروزي است و اين پيروزي را از دست ندهيم».

     امام حفظ پيروزي رااز خود پيروزي مهم تر و با ارزش تر مي داند و بهترين راه براي حفظ پيروزي را وحدت و اتحاد معرفي  مي كند و نياز امروز جوامع بشري و بويژه مسلمانان را وحدت كلمه مي داند: « شما امروز به وحدت كلمه احتياج داريد ، امروز بيشتر از ديروز احتياج داريد و فردا بيشتر از امروز».

     بنـابراين دست آورد بزرگ وحـدت پيـروزي و كاميـابي  در همه عرصه ها است. در مذهب، فرهنگ، سياست، اقتصاد، علم و پيشرفت هاي نو. زيرا وحدت با خود امنيت، استقلال، عزت، آزادي، سربلندي، پيشرفت و توسعه به ارمغان مي آورد.

     امام مي فرمايد : « ما در سايه آرامش و وحدت مي توانيم به مقاصد عاليه اسلامي برسيم.»

اختلاف و تفرقه به اندازه اي زشت و زيانبار است كه امام تفرقه را از شيطان مي داند.

ايشان مي گويند: «تفرقه از شيطان است و وحدت كلمه و اتحاد  از رحمان».

پس هركس براي تفرقه تلاش كند، تلاش او شيطاني است و هركس براي وحدت و اتحاد كوشش كند كوشش او رحماني است :

«اختلاف از زبان هركس باشد، از زبان هر موجودي باشد، اين زبان، زبان شيطان است».

 و براي پرهيز از اختلافات نا خواسته بين شيعه و سني مي گويند: «كسي كه بين شيعه و سني اختلاف ايجاد مي كند نه شيعه است و نه سني».

و درجاي ديگر مي گويند: «در اسلام ، شيعه و سني مطرح نيست ، همه باهم برادر هستيم».

امام برتري خواهي هاي نژادي ، قومي و زباني را نيزنمي پذيردونسبت به حقوق همه احترام مي گذارد:

« تمام مسلمين- چه اهل سنت و چه شيعه برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزايا و حقوق اسلامي هستند».

امام به برافراشته بودن پرچم توحيد مي انديشد و ندا در مي دهدكه:

« تمام مسلمين با هم برادر و برابرند و هيچ يك از آنها از ديگري جدا نيستند و همه آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد هستند».

     بديهي است در يك نوشتار كوتاه نمي توان همه ابعاد وحدت و آثار مثبت آن و پيامدهاي منفي اختلاف و تفرقه را برشمرد. از اين رو براي نمونه به همين چند مورد بسنده مي كنيم. و از خداوند متعال مي خواهيم به همه ما توفيق عمل به قرآن و سنت و سيره پيامبر براي ايجاد و گسترش وحدت عنايت فرمايد. زيرا تنها جز با وحدت عملي مي توان از درياي پرتلاطم اختلافها به سلامت گذر كرد و به ساحل سعادت و خوشبختي دست يافت.

 با اميد به همبستگي همه انسانها در اصول انساني و عقلاني با هر مكتب و انديشه و مذهب و گرايش و با آرزوي وحدت جهان اسلام. 

                                                                                                سعيد معزالدين  

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------              

 

 

 1- حجرات 13

 2-  آل عمران  64

 3-  بينه 5

 4-   يونس 72

 5- سوره بقره 132 

6- آل عمران 67 

7- انبيا 92

منابع :

1-   قرآن كريم

2-    كتب روايي اهل سنت و تشيع (صحاح سته و كتب أربعه)

3-    صحيفه نور

4-    كلمات قصار امام خميني(ره)

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 19:24 توسط سعید معزالدین |

ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند. (شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي)

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 9:1 توسط سعید معزالدین |

سايت های ديگر سعيد معزالدين

www.parsbarg.com 

www.parsbarg.persianblog.com

+ نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 13:20 توسط سعید معزالدین |

 

اصول گرايي

        آنچه در عرف سياسي جامعه ي ما – اين روزها بيش تر- مصطلح شده است، اصول گرايي است و به كساني و جرياني گفته مي شود كه پايبندي به اصول( ثابت و تغيير ناپذير) باوها وارزش ها و مجموعه ي بايدها و نبايدها را شعار خويش ساخته اند. آنچه كه برگرفته از مكتب آسماني ، اصيل و پوياي اسلام است كه انقلاب شكوهمند اسلامي برآيند چنين تفكري است و طلايه دار و مبين آن رهبر كبير انقلاب اسلامي بودند.

        تفكري كه در بحث هاي كلامي و سياسي و انقلابي ، مرتبه اي بس والا، اصيل و فاخر داشته و دارد. همان انديشه اي كه آگاهانه، مقتدر، پي گير و فراگير، توده هاي مردم را به صحنه آورد، رهبري كرد و بدون يك گام عقب نشيني بر سلطنت و استبداد چندين هزار ساله شوريد و آن را از ميان برداشت و جمهوري اسلامي را بنيان نهاد و سپس در هشت سال دفاع مقدس، دشمن را عقب راند و نزديك به سه دهه است كه در برابر توطئه هاي استكبار جهاني ايستادگي مي كند و در عرصه هاي مختلف دانش و فناوري نو و سازندگي و توسعه، نقش آفريني مي نمايد.

اصلاح طلبي

     اصلاح طلبي يعني تلاش و كوشش در جهت بهبود روش ها و نوآوري در اجراي طرح ها و برنامه ها و شيوه هاي اداره ي كشور.   بهبود و اصلاح روش هايي كه براي حفظ و گسترش اصول و باورهاست.

   روش هاي پو.يا و اصلاح شده اي كه متناسب با شرايط و مقتضيات زمان و مكان بر شتاب، دقت ، كيفيت و كميت برنامه هاي توسعه ي فراگير و همه جانبه مي افزايد.

 نقطه مقابل اصول گرايي و اصلاح طلبي

   نقطه مقابل اصول گرايي، لا ابالي گري، ولنگاري، پلشتي، بي مبالاتي و تضاد و رويارويي با مصالح ملي و باور ها و ارزش هاست.

   و نقطه مقابل اصلاح طلبي، فساد و افساد و ايستايي و انسداد است.

ترتيب منطقي

   اگر ترتيب منطقي : جهان بيني، ايدئولوژي، استراتژي و تاكتيك را بپذيريم، استراتژي، اصل و سياست هايي است كه به عنوان يك رويه ي ثابت اتخاذ مي شود و تاكتيك، روش هاي متغيري است كه در چارچوب اصول به كار گرفته مي شوند.

   بنابراين تاكتيك ها(روش ها و اصلاحات و بهبود آن ها) نبايد با استراتژي بيگانه باشند و استراتژي نيز نبايد مغاير ايدئولوژي باشد و ايدئولوژي هم نمي تواند با جهان بيني تعارض داشته باشد.

 

اصول گرايي اصلاح طلبانه

     اگر آنچه در بالا ياد شد فرايند صحيح و درستي را طي كند، بدون ترديد برآيند اصول گرايي اصلاح طلبانه را درپي دارد. همان نكته اي كه مقام معظم رهبري در ديدار با استادان و دانشجويان دانشگاه هاي استان كرمان بيان فرمودند.

 جناح ها

   چنين تفكري مي تواند همه ي كسان، جريان ها و جناح هايي را در برگيرد كه از ايمان و باور راستين به اصول و ارزش ها برخوردارند و بر تصحيح ، تعديل ، ارتقاء ، بهبود و اصلاح روش ها پاي مي فشارند.

   اين گونه است كه مي شود به رغم القاي حاكميت دوگانه و واگرايي، به همگرايي و همبستگي رسيد و با عنايت به مصالح ملي با مشاركت همگاني  در راه اعتلاء ، پيشرفت و سازندگي و توسعه ي ايران اسلامي تلاش و كوشش كرد.

   دو جناح عمده ي كشور به جاي تعارض، درگيري، تنش و رويارويي كه فرسايش را در پي دارد، مي توانند همچون دوبال گسترده و پرتوان بر فراز قله هاي موفقيت اوج گيرند و معنويت ، ديانت ، عدالت اجتماعي ، عمران و آباداني، عزت و پيروزي را بيش از پيش براي مردم عزيز و وفادار به ارمغان آورند.                                                

                                                                              

 

                                                                     سعيد معزالدين

 

                                                                                    

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 21:11 توسط سعید معزالدین |

به آقای احمدی نژاد تبریک می گوییم.

به آقای هاشمی احترام می گذاریم.

رای قاطع ملت عزیز ایران را ارج می نهیم.

وبرای همه کسانی که به اعتلای ایران می اندیشند و

به مردم خدمت می کنند آرزوی موفقیت می کنیم.

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1384ساعت 20:47 توسط سعید معزالدین |

سايت های ديگر سعيد معزالدين

www.parsbarg.com 

www.parsbarg.persianblog.com

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1384ساعت 11:40 توسط سعید معزالدین |

حماسه حضور در انتخابات را یکبار دیگر تکرار می کنیم.

                                                جمعه سوم تیرماه  

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 12:13 توسط سعید معزالدین |